تبلیغات
از اینجا تا آزادی
از اینجا تا آزادی

بدون یك انقلاب عمیق فكری هیچ تحولی در جامعه امكان پذیر نخواهد بود.

از دیکتاتوری تا ...

دوشنبه 24 اسفند 1388

حکومت های دیکتاتوری همواره در مواجهه با مردم از پای در آمده اند اما این مواجهه مقاومت هماهنگ اقتصادی اجتماعی و سیاسی مردم در برابر این حکومت ها بوده . گاهی هم تنها مبارزات به یک حرکت  به سوی دمکراسی یا گام اول گفته می شود که نتایجی چون بی اعتبار کردن این حکومت ها در جامعه ی جهانی رابه ارمغان آورد ه هنگام فروپاشی هیچ حکومتی مشکلات بر طرف نشده اند اولین گامی که بعد از فروپاشی حکومت مستبد نوید پیشرفت جامعه را می دهد به کار آمدن یا همراهی گسترده ی توده برای ساختن و آبادانی است در تاریخ انقلاب ما آنچه را که ما شاهد هستیم تنها سه سال همراهی توده است و پس از آن با شکل گیری اختلافات و آغاز جنگ خود عاملی شد که ما شاهد کناره گیری توده از صحنه باشیم واین خود از نظر من نوعی فقر فرهنگی که امروزه به شدت شاهد آن هستیم را به ارمغان می آورد به طوری که بعد از کنار کشیدن مردم از سرنوشت سیاسی و اجتماعی خویش با بی اعتمادی که به حکومت دارند باعث نوعی خود گرایی منفی که تنها خودش در جامعه رامهمتر از هر کس میبیند نه مسئول تر .

دیکتاتوری هیچ وقت از بین نمی رود همیشه بوده و هست به خصوص در کشور ما که همواره فضایی فراهم بوده تا افراد قدرت طلب رشد کنند بعد ازانقلاب اسلامی امید ها این بود که جامعه ی روشنفکر و مسئولیت پذیر مملکت را اداره کنند که متاسفانه دیری نپایید که تمام آنها کنار گذاشته شدند یا به قول معروف انقلاب فرزندان خود را بلعید اما چگونه می توان از این وضعیت عبور کرد از نظر من همانطور که در مطالب دیگر چه در کلوب و چه در وبلاگ نوشته ام جنبش یک روند یا یک راه طولانی است همانطور که در دروس دانشگاهی خواندیم انقلاب بخشی از یک جنبش است اگر ما در گام اول از رویکرد انقلاب وار دست برداریم وشروع به یک خودسازی که در شرایط فعلی همراه با اعتراضات مسالمت آمیز خیابانی می شود آن را از طریق فضای مجازی انجام داد  دست بزنیم و شعور سیاسی جامعه همراه به گوش زدکردن این جمله که همه در مقابل جامعه مسئولند و من ازهمه بیشتر و به صحنه آوردن تمام توده برای ایجاد یک روند رو به رشد دمکراسی می توان

جنبشی را پیش روی داشت که از تمام جهات روند مثبتی را نشان دهد و آینده ی اطمینان بخشی راداشته باشد


سازش

یکشنبه 23 اسفند 1388

در حال حاضر با اظهار نظر دادستان تهران مبنی بر آزادی زندانیان حوادث اخیر و آزادی چند تن از زندانیان اولیه از جمله تاج زاده در هفته های اخیر بازداشت مجدد فعالین سیاسی به خصوص اعضای نهضت آزادی ترس حاکمیت را از جریانی که قرار است در چهارشنبه آخر سال برگزار شود را نشان می دهد متاسفانه حاکمیت نمی خواهد رو به نرمی بگزارد و جنبش سبز را به عنوان یک جریان سیاسی پر قدرت بپذیرد که با پیش رو داشتن اعتراضات احتمالی در مراسمات پیش رو که معمولا مراسم های غیر رسمی از جمله چهارشنبه ی آخر سال و در خرداد و تیر ماه سال جاری هستند  از حاکمیت انتظار می رود که چون شاه که مجبور شد رو به ملت بگوید که صدای انقلاب شما را شنیدم دست به چنین کار سازش گرانه ای بزند  


امیر حسین کاظمی بازداشت شد

یکشنبه 23 اسفند 1388

میزان: امیر حسین کاظمی، عضو شاخه جوانان نهضت  آزادی، دیروز و در پی احضار به دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات بازداشت شد.

او وبلاگ با مردم را اداره می کرد و پیش از نیز بارها توسط نیروهای امنیتی مورد تهدید قرار گرفته بود.

همچنین خانواده وی اظهار کردند از محل نگهداری او اطلاعی ندارند.

در حال حاضر به فرید طاهری، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران، نیز از بعد از وقایع عاشورا در بازداشت به سر می برد


بازداشت رییس شاخه جوانان نهضت آزادی برای چهارمین بار در یکسال

یکشنبه 23 اسفند 1388



13A08228-CC67-4EE3-90B0-58103FE60A54_w527_s.jpg

مهندس عماد بهاور که از آغاز سال جاری سه بار توسط دستگاه های امنیتی بازداشت و بیش از ۵۰ روز را در سلولهای انفرادی محبوس شده است، امروز پس از مراجعه به دادگاه انقلاب برای چهارمین بازداشت شد.

به گزارش «میران خبر» بهاور همچنین هفته گذشته و در پی احضار برای ارائه آخرین دفاع در مورد پرونده بازداشت اصلاح طلبان به دادگاه انقلاب، هنگام خروج از دادگاه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد اما به دلیل عدم موافقت قاضی پرونده با صدور حکم بازداشت پس از ۲۴ ساعت مهلت قانونی آزاد شده بود.

همچنین پس از احضار مجدد بهاور به دادگاه انقلاب وی روز چهارشنبه گذشته نیز در دادگاه حضور یافته و از اتهامات وارده دفاع کرده بود، اما در آخرین ساعات چهارشنبه مامورین نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات به ساختمان محل سکونت وی هجوم آوردند و در اقدامی غیرقانونی علاوه بر بازرسی منزل شخصی وی، ضبط اموال و توهین و تهدید خانواده، بدون در دست داشتن حکم ورود، اقدام به بازرسی منازل دیگر همسایگان و ضبط برخی اموال شخصی آنان کردند.

سرانجام صبح روز شنبه مهندس بهاور در حالیکه برای اعتراض به این رفتار غیر قانونی ماموران به دادگاه مراجعه کرده بود برای چهارمین بار بازداشت شد.

هم اکنون عماد بهاور، امیر حسین کاظمیان و مهندس فرید طاهری از اعضای نهضت آزادی در بازداشت به سر می برند.


انتقال دکتر یزدی به بیمارستان بقیه الله

سه شنبه 4 اسفند 1388

شبکه جنبش راه سبز (جرس): دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، در بیمارستان بقیه الله بستری شد.

 

 

گفته می شود که انتقال دکتر یزدی از اوین به بیمارستان بدلیل وخامت حال ایشان می باشد.

این اولین بار نیست که دکتر یزدی به بیمارستان منتقل می شود هفته پیش نیز وی بعلت شدت بازجویی ها و فشارهای زندان چند روزی در بیمارستان آتیه بستری بود.


بستگان ودوستان دکتر یزدی پیش از این با نوشتن نامه هایی دولت و رهبر جمهوری اسلامی را مسؤل حفظ سلامتی و جان دکتر یزدی می دانند.


شورای مسلمان امریکا، نیز با ارسال نامه سرگشاده ای به مسئولان ایران خواستار آزادی سریع این فعال سیاسی شدند.

 

یزدی، 78 ساله روز هشتم دی ماه (28 ژانویه) در منزل شخصی خود در ساعت سه بامداد بازداشت شده است. به گفته خانواده ابراهیم یزدی، او مبتلا به سرطان پروستات است و نیاز به مراقبت دائم پزشک دارد. از بعد از انتخابات 22 خرداد این دومین بار است که وی بازداشت می شود. بار اول وی را از بیمارستان به زندان منتقل کردند.


نهضت مقاومت ملی ایران:غفلت‌های سال ۵۷ را تکرار نکنیم

سه شنبه 4 اسفند 1388

در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در ایران اتفاقی افتاد، اتفاقی اجتناب پذیر که شرایط کنونی حاکم بر مملکت ما امروز از نتایج آنست؛ اجتناب پذیر اگر در آن زمان روشنفگران جامعه ما زندانی افکار ضدشاهی خود نشده بودند، و حد اقل از زمانیکه فردی با سابقه مبارزات طولانی، فردی که امتحان خود را در وطن دوستی وآزادگی درمکتب مصدق داده بود واز میان خود آنان بود مسئولیت اداره مملکت را به عهده گرفت، به آنچه برای آینده مملکت از دو طرف عنوان می گردید، توجه میکردند.

در آنروزها پایه ریزی یک نظام دموکراتیک را مردم ایران نمیتوانستند از نیروها و روشنفکران وابسته به خارج انتظار داشته باشند؛ آنچه پس از سالها مبارزه از نیروهای دموکرات وملی وروشنفکران ازادیخواه و مستقل انتظار میرفت، این بود که فریب هیاهوی خیابانی را نخورده، به وظیفه خود در برپاساختن جامعه ای دموکراتیک بر ویرانه های نظام آریامهری عمل نمایند. از این رو سخن در آن زمان و حال که دوباره به سمت بازسازسی ویرانه های نظام جمهوری اسلامی به پیش میرویم با نیروها و روشنفکران طرفدار دموکراسی و استقلال مملکت است. وبیاد میآوریم گه در ۱۳۵۷ پایه ریزی چنین نظامی اتفاق نمی افتاد اگر مهندس بازرگان به دنبال" وظیفه شرعی" خود(تشکیل دولت به فرمان آقای خمینی!) نرفته، با توجه به توصیه آیه‌الله طالقانی از قبول مقام نخست وزیری خودداری کرده بود و حیثیت و اعتبارخود را تقدیم مشتی شیاد ریا کار نمی کرد و بعدا مجبور نمی گردید اعتراف نماید که غفلت نموده و نردبان ترقی آخوند ها شده است؛ اجتناب پذیر بود اگر سازمانی که از مصدق بجای مانده بود و از ابتدای تشکیل خود خواهان رعایت قانون اساسی مشروطه از طرف شاه بود، سازمانی که بختیار سالها یکی از رهبران آن بود او را تنها نمی گذاشت و تمام تغیراتی را که در اثر قیام مردم علیه دیکتاتوری شاه لازم گردیده بودند را در محیطی خالی از جنجال های خیابانی و در لوای مقررات قانونی انجام میداد؛

اتفاق نمی افتاد اگربعنوان نمونه نویسنده ای که مدعی ملی و لیبرال بودن را دارد کمی تفکر میکرد و نمی نوشت که با امدن خمینی "دیگر کسی دروغ نمی‌گوید. دیگر کسی به در خانه خود قفل نمی‌زند، دیگر کسی به باجگزاران باجی نمی‌دهد، مردم برادر هم می‌شوند و نان شادی‌شان را با یکدیگر به عدل و صداقت تقسیم می‌کنند."؛

و اجتناب پذیربود اگر حد اقل روشنفگران جامعه کتاب "حکومت اسلامی" خمینی را خوانده بودند تا وقتی که در منقبت او حرف میزنند بدانند که او و چگونه فکر میکند وچه می گوید و آیا انان می توانستند به بهانه مبارزه با دیکتاتوری شاه با کسی که چنین می گوید توافق داشته باشند:

"این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور سیاسی دخالت نکنند را استعمار گران گفته و شایع کرده اند. مگر زمان پیغمبر اکرم (ص) سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر زمان خلفای حق یا نا حق، زمان خلافت حضرت امیر (ع) سیاست از دیانت جدا بود؟ .. حکومت امری الهی است ، که دیگران تا به حال آن را به امانت گرفته بوده اند و اکنون زمان آن رسیده است که آن را به "علما" مسترد دارند . وقتی بنا شد تمام امور دینی عبارت از «امانت» الهی باشد و باید این «امانت» به اهلش رد شود یکی از آنها هم حکومت است "؛

و اتفاق نمی افتاد اگر روشنفگران جامعه، اگر کسانی که ادعای سیاستمداری می کردند، توجهی هم به آنچه بختیار می گفت کرده بودند:

"«هیچ‌کس نمی‌داند جمهوری اسلامی وی چیست و اگر کسی به متون گذشته مراجعه کند پشتش به لرزه در‌می‌آید. او نه تعدد گروه‌های سیاسی را می ‌پذیرد نه دموکراسی را. می‌خواهد روحانیت قانون الهی را اجرا کند؛ همه چیز اینجا شروع می‌شود و اینجا تمام می‌شو. "

اما نه سیاستمدارانمان و نه روشنفکران کشور به آنچه از آنان انتظار میرفت عمل نکردند و هیولایی بنام جمهوری اسلامی متولد شد و بجان مردم و میهن ما افتاد. اکنون سی و یکسال از آن روز میگذرد، و مردم ایران که طعم تلخ جمهوری اسلامی را چشیده اند در جستجوی راهی هستند برای نجات خود مملکتشان و بدنبال نجات از چنگال کسانی که نه وطن میشناسند، نه حقوقی برای مردم قائل اند و نه خود را در برابر حل مشکلاتی که بر جامعه تحمیل کرده اند مسئول می دانند، و به یک کلام بصورت باندی غارتگر بر جان و مال مردم و تمامیت ارضی مملکت چنگ انداخته اند.

پس از انتخابات خرداد امسال در درون نظام جمهوری شکافی افتاد که مرم تا کنون توا نسته اند به مبارزات پی گیر خود در ظرف سی سال گذشته کیفت دیگری دهند. آنان با استفاده از مقاومتی که باز ند گان این انتخابات در برابر اقدام عجولانه خامنه ای در اعلام رسمی برنده شدن احمدی نژاد نمود، به طرح بخشی از خواسته های خود پرداخته اند.

بخشی از حاکمیت با استفاده از تمام ابزار های سر کوبگر خویش به مقابله با مردم معترض پرداخته و در این راه از هیچ گوششی در سر کوب نمودن جنبش دموکراتیک مردم خود داری نکرده است.

جناح بازنده حاکمیت اکر چه تا کنون توانسته است از طریق شا خصین خود آقایان موسوی، کروبی و خاتمی با پشتیبانی از خواست مردم خود را در کنار آ نان قرار دهند ولی از آنجایی که آنان هنوز دل در گرو دوران "طلایی " خمینی و دوران های اولیه " انقلاب شگوهمند " دارند ، با اعلام قبول قانون اساسی جمهوری اسلا می و التزام به ولایت فقیه عملا مرز این همسویی با مردم و بعبارتی خط قر مزی که از آن عبور نخواهند کرد را تر سیم نموده اند. خطوط قرمز تعین شده از طرف این آقایان اما از آنجا که تمام خواست های بحق مردم را شامل نمی گردد و راهی بسوی خلاصی از این رژیم خانمان برانداز نشان نمیدهد مورد قبول مردم واقع نگردیده و بهین مناسبت است که شعار های مردم پس از مدتی گوتاه این خطوط قرمز را پشت سر گذاشته و بیانگر خواست واقعی مردم گردیده اند..

علاوه براین از انجا که مردم ایران اولین بار نیست که تقلب در انتخابات و خلافکاری ولی فقیه را در رابطه با انتخابات آزاد شاهدند، برای مردم چنین رفتاری پدیده ایست تکراری که از بدو استقرار نظام جمهوری اسلامی هر بار که انتخاباتی در پیش است هر بار تکرار می شود . مردم این خلاف کاریها این تقلبات را معلول سیستمی میدانند که این آقایان عبور از آنرا بعنوان خط قر مز خود تر سیم کرده اند. آن چه با عث بوجود آمدن شرایط کنونی گردیده است که حتی بخشی از حاکمیت را را هم نا راضی و گله مند کرده است و به اعتراض علنی وادار نموده است، وجود قانون اساسی جمهوری اسلامی است، قانونی که حاکمیت را از ملت گرفته و به عالیترین مرجع این نظام وا گذار کرده است، قانونی که به این شخص اختیاراتی را تفویض کرده است که قادر است بصورت قانونی تصمیما تی اتخاذ نماید که اعطای سمت ریاست جمهوری به احمدی نژاد بر خلاف ارا ده مردم نمونه کو چکی ازآ نست.

جناحی از حاکمیت که از تقلب در انتخابات صحبت میکنند، و بدنبال رآی های گم شده مردم است باید بداند که اگر قرار است در با ره حق مردم در انتخابات صحبت شود، گزینش خود آقایان موسوی و کروبی از طرف شورای نگهبان بایستی نقطه شروع آن باشد ، شورایی که نقطه شروع آن ارگا ن دیگری از همان قانون اساسی است که به مشتی بر گزیده ولی فقیه اجازه میدهد که از میان چند صد نفر داو طلب فقط چهار نفر را صاحب صلاحیت تشخیص داده، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن بصورت آزاد را از دیگر مردم سلب نمایند. متاسفانه اقایان موسوی وکروبی نیز این جواب را به مردم بدهکارند که چرا در آن زمان هیچگونه اعتراضی به چنین گزینشی نکردند.

اگرچه نظر این آقایان که پس از گذشت سی و یک سا ل از حکومت مذهبی و نتایج مخرب آن برای مردم و مملکت ما، بازهم راه حل مشکلات را قبول قانون اساسی و التزم به و لایت فقیه میدانند باعث تعجب است ولی اگر طرفداران این نظر نیز همانند سایر گروه های سیاسی به قواعد یک مبارزه دموکراتیک میان نیروهای جامعه معتقد باشند، طبعا خواهند توانست در فردای ایران در رقابتی که بین نیروها ی دموکراتیک مملکت بوجود خواهد آمد شر کت کنند.

لذا صحبت ما با افرادی است که از طرفی خود را طرفدار جدایی دین از حکومت قلمداد میکنند، واز جانبی دل در گرو اصلاحاتی در چار چوب نظام ولایت فقیه و قانون اساسی آن دارند. اینان بایستی بیاد داشته باشند که زمانی که نیروهای اصلاح طلب مذهبی عملا هم مجلس و هم قوه اجراییه را در اختیار داشتند، با یک «حکم حکومتی»(یعنی مفهومی بی سابقه و بدعتی شگفت در رسوم حکومت) مجلس تسلیم ولایت شد و آقای خاتمی نیز که با رآی قاطع مردم انتخاب شده بود در نهایت به یک " تدارک چی" بی اختیار بدل گردید. چنین افرادی باید از تجربه ریاست جمهوری اقای خاتمی آموخته باشند که نظام ولایت فقی اصلاح پذیر نیست، حاصل هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی نه تنها بهبودی پایدار برای جامعه به ار مغان نیاورد بلکه فرزندی بنام احمدی نژاد از خود بجا گذاشت، که بحق یکی از سیاه ترین دورانهای نظام جمهوری اسلامی را بر مملکت ما حاکم نموده است.

نظر ما بر این است که نیروهای طر فدار یک نظام لاییک با درس گرفتن از غفلتی که در سال 57 از خود نشان داده اند بایستی این بار بصورت مشخص خواست های خود را بر اساس پافشاری بر لغو قانون اساسی جمهوری اسلامی و جانشین شدن آن با قانونی که در ان حاکمیت بعنوان حق مسلم ملت شناخته شده، و برپایه نظامی متکی بر جدایی دین از حکومت استوار باشد در همکاری با کسانی که هنوز به هر نحوی طرفدار حفظ نظام جمهور اسلامی میباشند پا فشاری نمایند.

مردم ایران شیوه مبارزه مسالمت آمیز را برای طرح مسا یل خود انتخاب نموده اند و تا کنون با تمام خشونتی که نظام در مقابله با آنان انجام داده است، به اعمال چنین شیوه ای در اعتراضات خود وفادار مانده اند. بنا بر این هر گونه نصیحتی ولوا ز روی دلسوزی و خیر خواهی از اینکه مردم ایران از طرح خواست های خود صر فنظر نمایند، میتواند به انحر اف و یا فروکش نمودن جنبش حق طلبانه مردم منجرگردد.

۲۰ بهمن ۱۳۸۸ برابربا نهم فوریه ۲۰۱۰
ایران هرگز نخواهد مرد
نهضت مقاومت ملی ایران
http://www.namir.info

 


دیدار خاتمی با خانواده کیوان مهرگان

سه شنبه 4 اسفند 1388

شبکه جنبش راه سبز(جرس): سیدمحمد خاتمی با خانواده «کیوان مهرگان» روزنامه نگار بازداشتی روزنامه «اعتماد» دیدار کرد.
 

رئیس دولت اصلاحات در این دیدار ضمن دلجویی از خانواده ایشان ابراز امیدواری کرد وی هرچه زودتر آزاد شود. مهرگان هفتم دی ماه بازداشت شده است.


آسیب شناسی حضور سبزها در ۲۲ بهمن؛ پیش به سوی تاکتیک های تازه

شنبه 24 بهمن 1388

71b80ed2dbdee34e7826e9f53c46f86a.JPG
نگاهی به تحلیل های متفاوت شبکه مجازی جنبش سبز نشان می دهد که بخش قابل توجهی از هواداران این جنبش نسبت به نحوه حضور در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی ایرادهای اساسی دارند. گروهی در آسیب شناسی اتفاق های این روز رای به شکست جنبش سبز در مواجهه با هواداران حکومت داده اند،گروهی ریشه عدم انسجام سبزها را در سرکوبهای شدید امنیتی و حکومت نظامی غیررسمی دیده اند و گروهی هم گفته اند که برنامه ریزی ناقص و پرداختن به ایده های غیرعملی سبب ساز ناهماهنگی بوده است. هم زمان تحلیل گرانی نیز به ابراز رضایت کامل از حرکت سبزها در بیست و دوم بهمن پرداخته و حضور بی سابقه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را نشانه نهایت ترس و واهمه آنان از مخالفان ارزیابی کرده اند.    

 

بدبینی های بحث برانگیز

 

تحلیل های متفاوت کاربران جنبش سبز از تحولات بیست و دوم بهمن بیش از هر چیز نشان دهنده تنوع دیدگاه های حامیان این جنبش و محصول بینش انتقادی آنان است.با این حال استفاده افراطی از آرایه های احساسی در برخی تحلیل ها و معرفی کردن افراد و گروه هایی در جنبش سبز به عنوان مقصر ناهماهنگی های بیست و دوم بهمن چالش هایی جدی را در فضای مجازی برانگیخته است. چالش هایی که تداوم آن می تواند حس بدبینی و جداسری را میان گروه هایی از جنبش سبز تقویت کند.برای نمونه تحلیل های قابل توجهی از عصر روز پنجشنبه روی شبکه های اجتماعی جنبش سبز قرار گرفته که در آن پایگاه اینترنتی جنبش راه سبز و ایده های نویسندگان و تحلیل گران این رسانه عامل ناهماهنگی های بیست و دوم بهمن معرفی شده اند.انتقاد اساسی متوجه  مقاله ای بود که جندی قبل با عنوان "اسب تروا"  در ستون گرگ و میش نوشته شده بود..تئوری وسوسه انگیزی که طی آن قرار بود هزاران نفر از حامیان جنبش سبز بدون حمل نمادهای خود تا میدان آزادی پیاده روی کنند و آنجا به طرح شعارهای خود بپردازند.ناکام ماندن طرح اسب تروا برخی از تحلیل گران را در شبکه اجتماعی جنبش سبز به این ارزیابی رسانده که ریشه عدم انسجام سبزها در مجموع اعتماد به این طرح غیرعملی بوده است. در این تحلیل ها سیلی از اتهام ها و توهین ها به سوی نویسندگان سرشناس جنبش سبز نشانه گرفته شده و از هواداران جنبش خواسته شده که دیگر به سخان این افراد توجه نکنند.لینک های حاوی تحلیل های توهین آمیز اگرچه به دلیل فضای احساسی حاکم بر آن فرصت قرار گرفتن در معرض دید مخاطبان را پیدا کرده اما هم زمان کامنت هایی پای این تحلیل ها ثبت شده است  که نشان می دهد بخش قابل توجهی از اعضای جنبش سبز با ایده مقصریابی برای واکاوی اتفاق های بیست و دوم بهمن موافق نیستند.آنها که ورای انگیزه های احساسی به تحلیل ناهماهنگی نسبی سبزها در سالگرد انقلاب پرداخته اند راهکارهایی را یادآور شده اند که می تواند راهگشای دشواری های مشابه در آینده باشد.راهکارهایی که فارغ از التهاب های زودگذر و اتهام زنی های احساسی ،تاکتیک های تازه در مبارزه را جستجو می کنند.

 

در جستجوی تاکتیک های نو

 

تقریبا تمام شاهدان عینی راهپیمایی بیست و دوم بهمن تهران اتفاق نظر دارند که حضور نیروهای امنیتی در طول محدوده برگزاری مراسم و میادین نزدیک به محل اجرای راهپیمایی بی سابقه بوده است.گزارشهای تصویری و مکتوب منتشر شده نیز گواهی بر خشونت عریان ماموران در برخورد با معترضان است.معترضان می گویند که به دلیل تراکم نیروهای امنیتی اجازه استفاده از نمادهای سبز و سردادن شعار در طول مسیرهای اصلی مراسم را نیافته اند.خبرها نیز موید آن است که برخی از شهروندان صرفا به دلیل استفاده از نمادهای سبز بازداشت شده اند.اخبار ناگوار از حمله به زهرا رهنورد، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی و ضرب و شتم گروهی دیگر از شهروندان در برخی مناطق نیز نشان می دهد که سرکوبهای دولتی در مراسم سالگرد انقلاب تا چه حد وسیع بوده است.در چنین حال و هوایی است که برخی از تحلیل گران شبکه اجتماعی جنبش سبز بدون پرداختن به نقد درونی "آیه یأس خوانان در رابطه با حضور جنبش سبز در تظاهرات" ، آنان را  گماشته های ” فرهنگی ”  حکومت خوانده و با گلایه از این که چرا بعضی ها "فقط نیمه خالی لیوان را می بینند" به آنها این نکته را یادآور شده اند که  "وقتی این همه نیروی امنیتی می آورند، یعنی دارند اعتراف میکنند جنبش سبز خیلی قدرت مندتر از این حرفهاست."

 

تحلیل هایی از این دست در میان کاربران شبکه مجازی جنبش سبز کم نبودند.تحلیل هایی که جان مایه آن دعوت هواداران جنبش به کالبدشکافی واقع بینانه حوادث بیست و دو بهمن بود.در این تحلیل ها چند نکته مشترک به چشم می خورد.نخست آن که گفته می شود بهتر بود یک میسر مشخص از سوی همه رهبران جنبش پیشنهاد می شد تا جمعیت سبزها برای انتخاب میسر راهپیمایی دچار بلاتکلیفی نشود.سپس این که نباید پتانسیل حکومت برای سرکوب دست کم گرفته می شد و در نهایت این که باید به راه هایی خلاقانه تر برای نشان دادن اعتراض به وضع موجود در آینده اندیشید و صرفا به نمایش اعتراض خیابانی دلخوش نبود. برخی ایده های خلاقانه برای اعتراض های آینده از هم اکنون توسط  کاربران جنبش سبز در فضای مجازی پیشنهاد شده اند که می توان آن ها را ذیل سرفصل عملیات نافرمانی مدنی دسته بندی کرد.چاره جویی زودهنگام سبزها برای دستیابی به تاکتیک هایی تازه در مبارزات به خوبی نشان می دهد که آنان قصد دارند از اشتباهات کوچک خود درس های بزرگ بگیرند.تحلیل های احساسی و گزاره های توهین آمیز را نیز باید بخشی از فرایند طبیعی آسیب شناسی در شرایط کنونی دانست و امیدوار بود که با گذر زمان تحلیل های متضمن توهین ته نشین شده و جای خود را به نقدهای واقع گرایانه تر بدهد.  


حجت الاسلام شجونی؟ پاسخ داد. (استخر و جکوزی در زندان؟ )

یکشنبه 11 بهمن 1388

در برنامه ی امروز ، دیروز ، فردا شاهد چهرهای اصولگرا بودیم که ار متفکران و با سواد ترین شخصیت ها ی اصولگرایان هستند و در برنامه پاسخ بسیاری از مسائل را دادند از جمله :

(البته در جاهایی مجری صحبت های ایشان را قطع کرد مثلا زمانی که گفت بنی صدر خائن امامی نبود و مصدقی بود )

ایشان گفتند که در حالی که ما سی سال است که داریم مملکت را می سازیم عده ای می آیند و می گویند « ان شریک» مگر ما می گذاریم (نوشجان)

http://tinypic.info/files/dxgwsfxi6di99b6327tr.jpg


 

همچنان ایشان در باره ی مسائلی از جمله سوال یکی از اعضای نهضت آزادی در مجلس از ایشان که گفت ولایت فقیه را قبول ندارد ایشان در پاسخی روشنگرانه فرمودند به جهنم


http://i4.tinypic.com/6jwdwza.jpg

 

ایشان هم چنین خبر دادند که در دهه ی شصت در زندان جکوزی و استخر بوده ( قابل توجه علاقه مندان ) بنا به دیده های ایشان که ده جلسه آنجا سخنرانی داشته اند اما نمی دانم از کدام شکنجه و زندان و اعدام خوشحال نبودند و دوست نداشتند جوانان را در این وضعیت ببینند احتمالا آب جکوزی زیادی داغ است البته ما از زندان اوین فقط عکس پایین و داشتیم

زندان اوین



 

همچنین ایشان در پاسخ به کسانی که مهدویت را قبول ندارند گفتند که یک تریلی کتاب در این زمینه نوشته شده مگه می شه ؟

و همچنین خطاب به اصلاح طلبان گفتند می خواهید چرا اصلاح کنید حالا نگفتند که چیزی قابل اصلاح نیست یا در استخر و جکوزی ها دیگر جا نداریم 


 


دکتر صدر حاج سید جوادی: نهضت آزادی را منحل نخواهیم کرد

شنبه 10 بهمن 1388

یک روز بعد از وقایع عاشورا، ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی و لیلا توسلی، دختر مهندش توسلی و خواهر زاده دکتر یزدی بازداشت شدند. بازداشت آنها بازداشت فله ای سایر اعضای نهضت آزادی و گروگانگیری دختران مهندس توسلی را به دنبال داشت. بعد از آن اعضای دفتر سیاسی این تشکل سیاسی رسما اعلام کردند از آنها خواسته شده است فعالیت های نهضت را متوقف کنند. اما با وجود اعلام توقف فعالیت های این تشکل سیاسی از سوی مهندس خرم، عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی، نه تنها بازداشت شدگان و گروگانها آزاد نشدند بلکه حکومت یک گام پیش رفت و خواستار اعلام انحلال این تشکل سیاسی شد.

اینک اعضای نهضت آزادی در حالی برای اعلام انحلال این تشکل تحت فشار قرار دارند که تاکنون کمیسیون ماده 10 احزاب به این تشکل سیاسی مجوزی نداده و در اردیبهشت سال 80 نیز بعد از بازداشت فله ای اعضای این حزب، دادگاه انقلاب با انتشار بیانیه ای، نهضت آزادی را منحل و غیر قانونی اعلام کرده بود.

در همین زمینه احمد صدر حاج سید جوادی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران و عضو شورای مرکزی این تشکل در گفتگو با "روز" تاکید می کند که حکومت راه خشونت را نسبت به هر تشکلی که با آنها همراهی نکند  و مخالفتی ابراز نماید، در پیش گرفته است.

وی توضیح می دهد: در مورد نهضت آزادی، ابتدا، 5 تن از اعضای دفتر سیاسی را احضار کردند و به آنها گفتند باید فعالیت های نهضت را متوقف کرده و اعلام انحلال کنید. آنها هم گفته بودند باید این موضوع را در دفتر سیاسی مطرح کنیم که دفتر سیاسی و سپس شورای مرکزی با این موضوع به شدت مخالفت کرد چون بر اساس اساسنامه نهضت آزادی، انحلال نهضت با کنگره است و کنگره صلاحیت دارد در این مورد تصمیم بگیرد اما از بیش از دو سال است که اجازه برگزاری کنگره را نیز نداده اند و با شنود تلفن ها، زمانی که از احتمال برگزاری کنگره مطلع می شدند جلوی این کار را می گرفتند.

این عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران، سپس با اشاره به توقف فعالیت های تشکل متبوعش می افزاید: فعالیت های دفتر سیاسی، شورای مرکزی و سایر اعضای نهضت کاملا متوقف شده است و اجازه هیچ فعالیتی داده نمی شود چنانچه یکبار قرار بود از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر تقدیر کنیم و قرار بود این مراسم در ساعت 4در منزل ما انجام شود اما ساعت 2 آمدند منزل ما و قصد بازداشت مرا داشتند که به دلیل بیماری من از اینکار منصرف شدند اما اجازه برگزاری مراسم را ندادند.

صدر حاج سید جوادی تصریح می کند: فعالیت های نهضت آزادی مطلقا تعطیل شده و اجازه هیچ فعالیتی نمی دهند اما اینکه گفته اند باید انحلال نهضت را اعلام کنید، نه اعضای دفتر سیاسی و نه اعضای شورای مرکزی به هیچ عنوان زیر بار این قضیه نمی روند.

به گفته احمد صدر حاج سید جوادی "علت این رفتار ها  و فشارها برای انحلال تشکل های سیاسی و مدنی این است که جمهوریت نظام کاملا از بین رفته است". او می افزاید: با تمام فشار ها، کشتار جوانان، بازداشت فعالان، تجاوز و شکنجه و.. جمهوریت نظام زیر سئوال رفته و در واقع «جمهوری» وجود ندارد؛ از سویی اسلام را نیز خدشه دار کرده اند. هیچ گاه در بیانات و احادیٍ ائمه و در روایات اسلامی و قران، چنین رفتاری با مردم وجود ندارد.

وی به همبستگی مردمی اشاره می کند و می گوید: با همه اینها، مردم چنان همبستگی پیدا کرده اند که اگر این همبستگی در زمان دکتر مصدق وجود داشت قطعا کودتای 28 مرداد شکست میخورد و دکتر مصدق ساقط نمی شد.


اشتباهات تکراری

چهارشنبه 7 بهمن 1388

 

در تاریخ  بعد از انقلاب اسلامی سازمان مجاهدین خلق همواره با در نظر گرفتن راه کار هایی غلط و موضع گیری  اشتباه حتی به هواداران خود نیز خیانت کرد و این گونه بود که از ذهن مردم ایران به تدریج محو شد در سال هایی که جوانان در جبهه ها در مقابل دشمن جان فشانی می کردند خیانتی به ملت کرد و در سال هایی که خود هزاران هوادار خود را در زندان ها داشت دست به عملیات نظامی فروغ جاویدان ( مرصاد) زد و زمینه ی اعدام تمام آنها را فراهم کرد و این گونه در گوری ارام خوابید اما امروز حاکمان دارند با دست خود آنها را از گور در می آورند مردم مانند شما چشم بر حقیقت نمی بندند و می بینند هزاران هزار معترضی که در خیابان ها حضور دارند این سوال را از حاکمان باید  پرسید که شما هنوز هم چنین اعتقاد دارید که سازمان مجاهدین خلق در آن حد قدرت دارد که می تواند چنین تظاهرات هایی در سطح وسیع برنامه ریزی کند .و آیا شما به قول خودتان این مشکل خانوادگی را به گروه هایی دیگر خارج از خانواده ایی که در نظر گرفته اید می سپارید 

روزنامه ها و رادیو های بیگانه

 

برای مسئولان می نویسم که ما در قرن بیست و یکم هستیم انواع وسایل ارتباطی برای  از جمله ماهواره و اینترنت امروزه در میان مردم رواج پیدا کرده بعید می دانم که می دانستید آیا برای مقابله با آنچه که به آن جنگ نرم می گویید باید با سیاست سرکوب مقابله کرد یا با آن به همان نرمی اگر پارازیت بیندازید فرکانس را عوض می کنند اگر فیلتر کنید فیلتر شکن های قوی می آورند و جز کنجکاوی بیشتر برای آنچه شما آن را می پو شانید در جامعه چیز دیگری را در بر نخواهد داشت 

رادیو آمریکا امروز به نحوی جایگاه ویژه ای در میان مردم پیدا کرده و این از دستاورد های دولت خدمتگزار بیش نیست  تا جایی که آنان به خود اجازه می دهند تا برای جنبش سبز ایران که هیچ وابستگی نه گروهی نه سیاسی نه به شخصیتی نه به کشوری ندارد آینده ای تعیین کند و این روز ها خبر های سکولار ها  را با چه آب و تابی در بحث های خود می گنجاند به راستی اگر به یک خبر گزاریه داخلی و یا روز نامه ای اجا زه های لازم داده می شد تا خبر ها و بحث هایی درست را به نمایش بگزارند  چرا باید چنین رسانه هایی رشد می کردند و گاها بعضی از آنها گرچه در ظاهر آن را رد می کنند اما خود را رهبران خارج از کشور جنبش سبز می دانند و حرکات مردمی را بر گرفته از آنچه آنان در برنامه های این شبکه می گویند

 

امپریالیسم و کمونیست دو دشمن دیرین

 

کمونیست که روزی  شبحی بود که بر اروپا سایه افکنده بود آنچنان که اروپاییان می ترسیدند تا فوانین دمکراسی و حقوق طبیعی جامعه را به جامعه بدهند که مبادا کمونیست رشد کند همچون امپریالیسم برای منافع خود در منطقه می بینیم که دست به چه کار هایی می زند و در راس آن چین در تاریخ ما همواره غرب و کم.نیست بر سر رسیدن به حق ملت ایران و غارت آن در رقابت بودند امروز ما به نوعی مستعمره ی چین هستیم وقتی که هفتاد و پنج در صد درامد های نفتی صرف واردات آنهم از کشور چین و روسیه می شود اگر شما نامی مناسب تر سراغ دارید جز مستعمره به من هم پیام بزنید اما مردم ما همیشه باید هشیار باشند که دشمن دیرین غرب پا فراتر از آنچه که باید نگزارد و بر خواسته های ملت ما با رسانه هایی که دارد تاثیر نگزارد و مردم ما بازیچه ی دوباره ی کسی نشوند


زنگ خطر جدی برای سلامتی دکتر ابراهیم یزدی

چهارشنبه 7 بهمن 1388

جنبش راه سبز (جرس): یازده تن از چهره های شاخص نهضت آزادی و ملی مذهبی با انتشار بیانیه ای نسبت به در خطر بودن سلامت دکتر ابراهیم یزدی هشدار دادند.

 


دکتر ابراهیم بزدی، دبیر کل نهضت آزادی ایران ، در حال حاضر در بازداشت به سر می برد.


به گزارش خبرنگار جرس، متن کامل این بیانیه که از سوی ابولفضل بازرگان، محمد بسته نگار ، حبیب الله پیمان ، غلامعباس توسلی ، رضا رئیس طوسی ، عزت الله سحابی ، هاشم صباغیان ، احمد صدر حاج سید جوادی ، اعظم طالقانی ، نظام الدین قهاری و علی اکبر معین فر منتشر شده بدین شرح است:


بنام خدا
زنگ خطر جدی برای سلامتی دکتر ابراهیم یزدی

اکنون چند هفته از بازداشت دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران در نیمه شب پس از رخدادهای عاشورا می گذرد . این بازداشت درحالی انجام شد که دکتر یزدی با کهولت سن و ابتلا به سرطان پروستات و گذرانیدن دوره های سخت شیمی درمانی در شرایطی است که بنا به گواهی پزشکان و متخصصان نیاز مبرم به مراقبتهای ویژه پزشکی اعم از معاینات مرتب و آزمایشهای ادواری و مصرف منظم دارو و استفاده از لوازم پزشکی دارد . وضعیت جسمی دکتر یزدی به گونه ایست که نحوه زیست ایشان را متفاوت از افراد عادی می نماید .


پیشینه نزدیک به شش دهه فعالیتهای آزادی خواهانه و اسلام گرایانه دکتر یزدی در داخل و خارج از کشور برای همگان روشن است . بی گمان یزدی یکی از پایه گذاران انقلاب اسلامی در هنگامه پیروزی انقلاب بر نظام استبداد سلطنتی و از مشاوران مورد اعتماد رهبر انقلاب بود و این اعتماد به حدی بود که ایشان اجازه دریافت وجوهات شرعی را به دکتر یزدی داده بود و آگاهان به امور حوزوی می دانند که این اجازه چه مفهومی در بر دارد .


اما در سالهای پس از انقلاب هیچ گاه این نزدیکی منجر به فرو گذاشتن استقلال فکری و عدم اظهار نظر شفاف دیدگاه ها از سوی دکتر یزدی نشد وی پس از استعفای دولت موقت و کناره گیری از کلیه مقام های دولتی ، همواره سعی نموده دیدگاه های انتقادی خود را در راستای خط مشی مسالمت آمیز و به دور از خشونت و در چهار چوب قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر و با در نظر گرفتن منافع ملی و مصالح کشور نسبت به حاکمیت ، به صورت شفاف و علنی با مردم در میان گذارد .


اینک شنیده ها حاکی است که دکتر یزدی در سلول انفرادی بسر برده و از امکانات متناسب با شرایط جسمی محروم بوده و کسانی که ایشان را به تازگی دیده اند وضعیت نامناسب ناشی از بیماری و فشارهای زندان را در چهره تکیده اش گزارش می نمایند . این وضعیت زنگ خطری جدی برای سلامتی دکتر یزدی است .


متصدیان امور باید بدانند این نحوه برخورد در مقابله روشن با آموزه های دینی و منشور حقوق بشر و قوانین مدنی کشور است و آیا می دانند روایت دربند کشیدن پیرمردی هفتاد و هفت ساله ای با آن سوابق ملی و آزادی خواهانه در چنین وضعیت جسمی را آیندگان این مرز و بوم چگونه خواهند نوشت و چه قضاوتی خواهند کرد ؟ .


در اینجا به دلیل وضعیت ویژه دکتر یزدی از طرح هرگونه نقد و اعتراض سیاسی و حقوقی در پیوند با بازداشت های گسترده و خارج از قانون ، خوداری می کنیم و به عنوان یک امر اخلاقی و صرفا"از جهت رعایت حقوق انسانی از مقامات مسئول انتظار جدی داریم که با آزادی ایشان و فراهم آمدن شرایط ادامه خدمات پزشکی از بروز اتفاقات ناگوار جلوگیری نمایند و چنانچه با وجود گذشت چندین هفته از بازداشت ایشان ، هم چنان تصور می کنند ، نیاز بیشتری به انجام بازجویی است می توانند همانند سال 81 که دکتر یزدی با احضار به دادگاه انقلاب بیش از پنجاه جلسه بازجویی بدون بازداشت را پس داد ، امور خود را پی گیری نمایند .


اعتراضات خیابانی با راه كار های خشونت آمیز جمع نمی شود

جمعه 25 دی 1388

در خبر های امروز اشاره به دادگاه 17 تن از حوادث عاشورا و حكم محارب برای یكی از آنها موجب تاسف شد اعتراضات خیابانی و شروع به اصطلاح انقلاب یا در كل انقلاب كردن راه به جایی نمی برد مهم این است كه امروز جنبش آغاز شده لازم نیست كه فكر انقلاب و تغییر حاكمیت در جنبش به این سرعت در نظر ها جای  گیرد  ما هنوز خواسته های خود را نمی دانیم از آنجا كه رهبری جنبش هنوز مشخص نیست ما یك لیست از آنچه نمی خواهیم را در شعار های كه در خیابان سر داده می شود را گرفته ایم و تكرار می كنیم و هر كس برداشتی از جنبش می كند  اما انگار آقایان هم هیچ گونه درك سیاسی ندارند و به جای راه كار های مدرن و مطرح شده بر طبل جنگ می كوبند از نظر من هر دو راه به بی راه می رود و هر دو راه را حاكمیت در پیش رو می گذارد اگر بر طبل جنگ بكوبد و راه كار های خشونت آمیز خود را ادامه دهد باز هم شاهد آنچه در گیری های خیابانی و كشته شدن عده ای و سر خردن جامعه به طرف جنگ داخلی هیچ نتیجه ای نخواهد داد

 

یاد عزیزانی كه از نهضت آزادی در بازداشت به سر می برند را گرامی می داریم و آرزو می كنیم هر چه سریع تر تمام بازداشت شدگان آزاد شوند


وبلاگ خبری .

سه شنبه 22 دی 1388

پس از فشار وزارت اطلاعات دولت كودتا به نهضت آزادی برای تعطیل كردن فعالیت سایت رسمی حزب و سایت خبری میزان جمعی از هواداران نهضت آزادی بر آن شدند تا خبرهای نهضت را در قالب وبلاگی به نمایش بگذارند  

آدرس وبلاگ : http://www.fmi1340.blogfa.com


نامه سرگشاده محمد توسلی خطاب به دادستانی تهران در خصوص اظهارات رحیم پورازغدی

دوشنبه 21 دی 1388

شبکه جنبش راه سبز (جرس): محمد توسلی رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی و اولین شهردار تهران پس از انقلاب در نامه ای سرگشاده خطاب به دادستان تهران در خصوص اظهارات رحیم پورازغدی مبنی بر دریافت پول از سی آی ای، اظهارات وی  را تکذیب و از دادستانی خواسته است تا پی گیر این موضوع شود و رحیم پور ازغدی اسناد خود را ارئه کند.

متن این نامه که چندی پیش نگاشته شده و امروز منتشر شده، بدین شرح است:

بسمه تعالی

جناب آقای جعفری دولت آبادی

دادستان محترم دادگاه انقلاب اسلامی تهران

باسلام و احترام، به اطلاع می‌رساند كه آقای حسن رحیم پورازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در سخنرانی خود در حسینه جماران به مناسب روز دانشجو كه عصر روز
سه شنبه 24 آذر ماه از شبكه اول سیمای جمهوری اسلامی مطابق معمول پخش شد، مطالب كذبی را علیه دولت موقت و برخی اعضای آن مطرح ساخته‌اند كه متن آن به گزارش سایت پارسینه به شرح زیر است:

رحیم پورازغدی: شش عضو كابینه دولت بازرگان از CIA پول می‌گرفتند

به گزارش پارسینه، حسن رحیم پورازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در سخنرانی در حسینه جماران به مناسبت روز دانشجو كه عصر امروز از شبكه اول سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، گفت طبق اسناد لانه جاسوسی در دولت موقت بازرگان، شش عضو كابینه از CIA پول می‌گرفتند و مستقیما با جاسوس‌های آمریكایی در رابطه بوند. رحیم پور از افرادی چون " ابراهیم یزدی، توسلی، امیر انتظام " و "سخنگوی دولت موقت" به عنوان نمونه‌هایی از این افراد نام برد. »

توضیحات مقدماتی زیر برای بررسی اولیه ضروری است:

1- اینجانب به‌ عنوان شهردار تهران عضو كابینه دولت موقت نبودم. پس از استعفای دولت موقت در آبان ماه 1358 بنده در دولت شورای انقلاب و سپس در دولت شهید رجایی هر بار به رغم ارائه استعفای خویش بر اساس درخواست آنان در هر مورد تا دی‌ماه 1359 به خدمات خود در نهاد عمومی شهرداری تهران ادامه دادم.

2- شش عضو دولت موقت كه در مذاكرات مورد نظر آقای رحیم پورازغدی مشاركت داشته‌اند، علاوه بر آقایان دكتر ابراهیم یزدی، مهندس عباس امیر انتظام و اینجانب، آقایان دكتر صادق طباطبایی (سخنگوی دولت موقت)، مرحومان مهندس مهدی بازرگان (نخست وزیر دولت موقت) و دكتر یدالله سحابی (وزیر مشاور در طرحهای انقلاب) را نیز شامل می‌شوند. حاصل و پیامد این اتهامات به دولت موقت انقلاب پس از سی سال از پیروزی انقلاب و در شرایط كنونی با توجه به نقش كلیدی كه این افراد در مدیریت و پیروزی انقلاب سال 57 و مسئولیت‌های سنگین انتقال نظام شاهنشاهی به نظام جمهوری اسلامی داشته‌اند،‌ القاء این شبهه است كه انقلاب اسلامی ایران از سوی بیگانگان به ویژه آمریكائی‌ها مدیریت شده‌است و چنین شبهه‌ای، اهانت آشكار به نحوه‌ی رهبری انقلاب و فعالیت تبلیغی علیه سلامت و مردمی بودن نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود.

3- اگر نفس مذاكره با دبیر اول یا سفیر سفارتخانه‌ای در ادبیات آقای رحیم پورازغدی به معنی ارتباط با جاسوس‌های آن كشور و گرفتن پول تلقی شود، مرحوم شهید دكتر بهشتی و آیت‌الله موسوی اردبیلی كه در این مذاكرات (دیپلماسی انقلاب) شركت كردند و حتی رهبر فقید انقلاب، كه بر طبق اسناد منتشر شده، با مقامات آمریكایی نیز مذاكره داشته‌اند مشمول این اتهامات خواهند شد !! ملاحظه می‌فرمایید كه تسری این اتهامات چه پیامدهای خطیری برای تیشه زدن به ریشه انقلاب اسلامی ایران خواهد داشت !! .

4- همانگونه كه در جلد‌های 18 و 24 اسناد سفارت سابق آمریكا، كه توسط دانشجویان پیرو خط امام تنظیم و منتشر شده منعكس است، اینجانب با اسم مستعار خود را معرفی کرده ام " تا شناخته نشوم" و بعنوان مترجم مذاكرات مرحومان مهندس بازرگان و دكتر سحابی از اردیبهشت تا شهریور 57 حضور داشته‌ام و ادامه این وظیفه با توجه به مسئولیت‌های سنگین دیگری كه در سال 1357 به عهده داشتم به عهده آقای مهندس
امیر انتظام گذارده شد. شورای انقلاب ضمن تایید مذاكرات انجام شده همانگونه كه گفته شد توسط مرحومان مهندس بازرگان و دكتر یدالله سحابی در چارچوب برنامه دیپلماسی انقلاب و ضرورت تداوم آن به برخی از اعضای ارشد روحانی خود نیز ماموریت داد تا شخصاً در این مذاكرات شركت كرده و روند آن را پیگیری كنند.

5- تحلیل رخدادهای سال 1357 به وضوح نشان می دهد كه اگر دیپلماسی و مذاكرات سیاسی سال 1357 نبود هرگز انقلاب اسلامی این چنین با تدبیر و با حداقل هزینه به پیروزی نمی‌رسید.

6- اسناد منتشره از سفارت آمریكا ضمن آن كه حاوی برخی شبهات بوده و علی‌الاصول نمی‌تواند دلیل متقنی مبنی بر صحت تمامی مفاد این اسناد باشد تنها دلالت بر نفس انجام مذاكرات دارد و در هیچ كجا اشاره و یا تصریحی نسبت به اخذ پول توسط نامبردگان از سیا ندارد، آقای پورازغدی باید پاسخ دهند كه بنا بر كدام دلایل و مستندات چنین ادعایی را مطرح می‌سازند؟

از آن‌جا كه اظهارات آقای رحیم پورازغدی، اهانت صریح به یكی از نهادهای رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران ( دولت موقت ) و افترا به اشخاص حقیقی فعال در این نهاد محسوب می‌شود، در راستای نقض اصول 24 و 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قرار داشته و افزون بر آن كه مشمول جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران قابل پیگیرد قضایی است، با جرایم موضوع مواد 500، 609 و 697 قانون مجازات اسلامی تطابق دارد، بنابراین
با توجه به اهمیت و پیامدهای خطیر این اتهامات، خواهشمنداست مقرر فرمایید هر چه سریع‌تر به این اتهامات رسیدگی شده و اولا از آقای رحیم پور ازغدی خواسته شود مدارک این اتهامات را ارایه کنند و ثانیا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز كه این اتهامات را بطور وسیع پخش کرده است، خواسته شود بر اساس اخلاق و عرف رایج رسانه‌ای، ضمن ایجاد امكان مناسب برای پاسخ‌گویی و رفع شبهات از سوی افرادی كه مورد اتهام قرار گرفته‌اند مطابق مقررات اقدام مقتضی به عمل آورد.

با احترام ـ محمد توسلی

دوم دیماه 1388

رونوشت:

_ جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما جهت اطلاع و اقدام لازم


تعداد کل صفحات: (2) 1   2   

فهرست وبلاگ

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    نهضت آزادی از نظر شما در دید گاه مردم در چه رتبه ای قرار دارد ؟




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها